" امام حسین (علیه السلام) : من كشته اشكم؛ هر مؤمنى مرا ياد كند، اشكش روان شود. امالی صدوق،ص137 "
پایگاه بسیج امام حسن (ع)کانون فرهنگی هنری مهدویون
مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام شهرستان کوهبنان

(۱)
آقا (۱)
قلب (۱)

 

 
خلاصه چهار کتاب آسمانی « 4.توکل»

 

 

قال امیرالمومنین علیه السلام:

قَرَأْتُ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ کُلِّ کِتَابٍ کَلِمَةً . . . وَ مِنَ الْفُرْقَانِ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُه

تورات و انجیل و زبور و قرآن را خواندم و از هر یک کلمه‏اى انتخاب کردم:

 4.از قرآن این جمله را انتخاب کردم : "هر کس به خدا توکل کند ، خدا او را کفایت می کند"

منبع: تحریر المواعظ العددیة، صقحه: 342

داستان:

این ماجرای واقعی در مورد شخصی به نام نظرعلی طالقانی است که در زمان ناصرالدین‌شاه طلبه ای در مدرسه مروی تهران بود و بسیار بسیار انسان فقیری بود. شبی از شدت تهی دستی و گرفتاری به این فکر میوفتد که بالاخره چه باید کرد؟ آیا به مراجع تقلید وقت روی آورم؟ یا نامه‌ای به شاه نوشته و از او کمک بخواهم؟ یا ...

سرانجام شب را تا نزدیک سپیده در فکر سپری میکند و به این نتیجه میرسد که نباید به انسانها مراجعه کنم و تنها راه این است که نامه‌ای به خدا بنویسم و خواسته های خود را بصورت کتبی از او بخواهم.

به همین جهت خالصانه و در اوج اعتماد و امید به خدا، نامه‌ای به درگاه خدای متعال نوشت که نامه او در موزه گلستان تهران تحت عنوان "نامه‌ای به خدا" نگهداری میشود.

مضمون نامه:

بسم الله الرحمن الرحیم

خدمت جناب خدا!

سلام علیکم

اینجانب بنده شما هستم. از آنجا که شما در قرآن فرموده اید:

"و ما من دایه فی الارض الا الله رزقنا"  هیچ موجود زنده‌ای نیست الا اینکه روزی او بر عهده من است

من هم جنبنده ای هستم از جنبندگان شما در روی زمین. و در جای دیگر قرآن فرموده‌اید:

"ان الله لا یخلف المیعاد"  مسلما خدا خلف وعده نمیکند

بنابراین اینجانب به چیزهای زیر نیاز دارم:

1- خانه‌ای وسیع

2- همسری زیبا و متدین

3- یک خادم

4- یک کالسکه و سورچی

5- یک باغ

6- مقداری پول برای تجارت

لطفا پس از هماهنگی به من اطلاع دهید.

مدرسه مروی - حجره شماره 16 - نظرعلی طالقانی

 نظر علی بعد از نوشتن نامه با خودش فکر میکند که نامه را کجا بگذارم؟ میگوید مسجد خانه خداست. پس به مسجد امام در بازار تهران (مسجد شاه آن زمان) میرود و نامه را در سوراخی در دیوار مسجد قایم می‌کند

فردای آن روز، ناصرالدین شاه با درباری‌ها میخواستند به شکار بروند. کاروان او از جلوی مسجد میگذشت. ناگهان به اذن خداوند، باد تندی شروع به وزیدن میکند و نامه نظرعلی را روی پای ناصر الدین‌شاه می‌اندازد. ناصرالدین شاه نامه را میخواند و شکار را کنسل کرده دستور میدهد کاروان به کاخ برگردد. او یک پیک به مدرسه مروی می‌فرستد و نظرعلی را به کاخ فرا‌می‌خواند. وقتی نظرعلی را به کاخ آوردند، دستور میدهد همه وزرایش جمع شنود و می‌گوید: "نامه‌ای را برای خدا نوشته بودند، ایشان به ما حواله فرمودند. پس ما هم باید انجامش دهیم" و دستور میدهد همه خواسته‌های نظرعلی یک به یک اجرا شود.

 


برچسبک: روایات عددی, داستان توکل, توکل, من یتوکل علی الله, امید به خدا

یک نظر  

با استعانت از حجه بن الحسن این منبرک روز پنجشنبه سوم اسفند 1391 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روایی | لینک ثابت


خلاصه چهار کتاب آسمانی « 3. ترک شهوت»

 

 

 

 

قال امیرالمومنین علیه السلام:

قَرَأْتُ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ کُلِّ کِتَابٍ کَلِمَةً . . . وَ مِنَ الزَّبُورِ مَنْ تَرَکَ الشَّهَوَاتِ سَلِمَ من الْآفَاتِ ...

تورات و انجیل و زبور و قرآن را خواندم و از هر یک کلمه‏اى انتخاب کردم:

 3.از زبور این جمله را انتخاب کردم : "هر کس از شهوات دوری کند ، از آفات سالم می ماند"

منبع: تحریر المواعظ العددیة، صقحه: 342

شهوت انواع دارد مانند

شهوت جنسی

شهوت خواب

شهوت مال

شهوت ریاست

شهوت تنوع طلبی ( در کوتاه مدت وسایل زندگی ؛ماشین؛تلفن همراه ؛ لباس و... را عوض می کنند ) 


برچسبک: روایات عددی, داستان شهوت, شهوت, ترک شهوات

اولین نظر دهنده باشید  

با استعانت از حجه بن الحسن این منبرک روز چهارشنبه دوم اسفند 1391 در مسجد گفته شدبا موضوع منبرکهای روایی | لینک ثابت


خلاصه چهار کتاب آسمانی « 2. قناعت»

 

 

قال امیرالمومنین علیه السلام:

قَرَأْتُ التَّوْرَاةَ وَ الْإِنْجِیلَ وَ الزَّبُورَ وَ الْفُرْقَانَ واختَرَت مِنْ کُلِّ کِتَابٍ کَلِمَةً . . . وَ مِنَ الْإِنْجِیلِ مَنْ قَنِعَ شَبِعَ...

تورات و انجیل و زبور و قرآن را خواندم و از هر یک کلمه‏اى انتخاب کردم:

 2.از انجیل این جمله را انتخاب کردم : "هر کس قناعت داشته باشد زندگی راحتی دارد"

منبع: تحریر المواعظ العددیة، صقحه: 342

داستان 1 :

گویند شغالی، چند پرِ طاووس بر خود بست و سر و روی خویش را آراست و به میان طاووسان درآمد. طاووس ها او را شناختند و با منقار خود، بر او زخم ها زدند. شغال از میان آنان گریخت و به جمع همجنسان خود بازگشت؛ امّا گروه شغالان نیز او را به جمع خود راه ندادند و روی خود را از او برمی گرداندند. شغالی نرمخوی و جهاندیده، نزد شغال خودخواه و فریبکار آمد و گفت: « اگر به آنچه بودی و داشتی قناعت می کردی، نه منقار طاووسان بر بدنت فرود می آمد و نه نفرتِ همجنسانِ خود را بر می انگیختی. آن باش که هستی و خویشتن را بهتر و زیباتر و مطبوع تر از آنچه هستی، نشان مده که به اندازه ی بود، باید نمود» 

داستان 2:

ابو وائل گفت: من با دوستم به زیارت سلمان رفتیم و سلمان نان جو و نمک برایمان آورد. دوست من گفت: اگر در این نمک سعتر هم بود بهتر بود. سلمان از نزد ما رفت و آفتابه اش را به رهن گذاشت و مقداری سعتر گرفت و آورد. وقتی غذایمان را خوردیم دوست من گفت: شکر خداوند که ما را قناعت بخشید (و با قناعت غذا خوردیم ) سلمان گفت: اگر به روزی خود قانع بودید آفتابه من به رهن نمی رفت




مطالب مرتبط :
نوشته شده در تاريخ : ۱۳٩۱/۱٢/٥ | نویسنده : سرباز حریم ولایت | نظرات ()

 
سالهاست که جنگ پایان یافته ولی هنوز عطش شهادت بر لبهای خشک و ترک خورده ی بشر تازیانه می زند. آن زمان که دروازه های بهشت باز بود هر کس با حرفه ای خود را به آن باب می رساند و ما نسل سومی ها هم که دستمان در گیر صفر و یک است بابی را گشودیم تا جرعه ای را تا شهادت بنوشیم. افتخار ما اینست که سرباز ولایت فقیه هستیم هرچند دستمان خالیست اما دل های مان پر است از عشق به ولایت. کوهبنان دیار 72عارف می باشد به دلیل رشادت های فرزندان این دیار کهن در هشت سال دفاع مقدس ماهم همراه شدیم تا راه ایشان را ادامه دهیم.
  :: سرباز حریم ولایت

روزشمار فاطمیه
روزشمار محرم عاشورا
روزشمار غدیر

 

تمامی حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به پایگاه بسیج امام حسن (ع)کانون فرهنگی هنری مهدویون می باشد و انتشار مطالب با ذکر منبع مانعی ندارد.